در دهه ی اخیر با همه ی پیشرفت هایی که ممکن است در علوم وفنون کشور اتفاق افتاده باشد اما کشور ایران در زمینه ی زبان فارسی گرفتار بیماری و آسیب شگرف شد، بزرگ ترین این آسیب در حوزه ی عمومی زبان رخ داده است ؛ یعنی در جایی که عموم مردم باید به آسانی به زبان شیوا فارسی سخن بگویند ، به علت بی توجهی ، کم کاری و سهل انگاری - با دلیل ویا بی دلیل- در فرهنگستان ، رادیو وتلویزیون ، مطبوعات و حوزه های زبان شناسی، به رسایی وزیبایی زبان فارسی بی توجهی وکم لطفی شده است اکنون در کشور زبان کامپیوتری و موبایلی آن چنان بر ذهن وزبان فارسی زبانانان جای گرفته است که اگر همین سان پیش برویم شاید کمتر از یک دهه زبان دیگری جای زبان فصیح وشیوای فارسی را بگیرد و رایج شود.
توضیح: واژگان رادیو وتلویزیون، کامپیوتر و موبایل را به این دلیل به همان نام آوردم که متاسفانه معادل های خود ساخته چون رایانه ؛ صدا وسیما و تلفن همراه و.... معال های مناسب ، کامل ورسایی برای آن ها نیست.
هندو به طعنه گفت که یاران خدا دو تاست لعنت به هر که گفت، خدا یکی است
به تابستان ، تو مستان، می ز مستان
بتا بستان ز مستان ، می زمستان
در مکانی نوشته بودند: هر که دور است از این دربه خدا نزدیک است.
هر که دور است از این در ، به خدا نزدیک است؟
هرکه دور است، از این در به خدا نزدیک است؟
طرح درس سالانه درس زبان فارسی ۳
برای مشاهده ادامه ی مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
1- پرهیز از لبخندزدن و رفتار مهربانانه با شاگردان:
اگر مجبورید که سال تحصیلی را علیرغم میل باطنی خود در کلاسی یا مدرسه ای با سختی آغاز کنید این مساله نباید به دانش آموزان القا شود.
2- دوست شدن با شاگردان وقتی که در کلاس هستید:
رفتار دوستانه لازمه ی تدریس موفق در کلاس است اما دوستی با شاگردان یک بده بستان پایاپای را می طلبد که این برای یک معلم صورت خوشی نخواهد داشت و شما را در شرایط سختی قرار خواهد داد.
3- توقف درس و درگیر کردن دانش آموزان به مسائل کم اهمیت:
هنگامی که دانش آموزان روی مسایل کم اهمیت با هم در گیر می شوند دیگر جایی برای رقابت سالم باقی نخواهد ماند.
ادامه مطلب
مقدمه: طرح درس یا سناریوی آموزشی برای نخستین بار در سال 1918 توسط"فرانکلین بوبیت" مطرح شد و لزوم استفاده از سازماندهی در امر یاددهی – یادگیری مورد تأکید قرار گرفت. طرح درس به شکل امروزی آن، در سال 1950 به وسیله روان شناسان برجسته امر تعلیم و تربیت "بنجامین . اس . بلوم" شکل گرفت و در سال 1962 " رابرت گلیرز" نظرات تکمیلی خود را در راستای دیدگاههای بلوم مطرح کرد که تا به امروز نیز مدنظر برنامه ریزان و هدف گذاران آموزشی و دست اندرکاران امور آموزشی در سطح جهان بوده است. در ایران حیات مجدد "طرح درس" مربوط به هشت نه سال گذشته می باشد. لزوم استفاده از طرح درس، به عنوان ابزار کارآمدی در زمینه تکنولوژی آموزشی، در خدمت افزایش کیفیت نظام آموزشی کشورمان قرار گرفت. و طرح درس به عنوان برنامه ریزی و سازمان دادن به مجموعه فعالیتهایی که معلم در ارتباط با هدفهای آموزشی، محتوای درس و توانائیهای دانش آموزان برای مدت زمان مشخص تدوین می گردد مد نظر قرار گرفت.
ادامه مطلب
او باید بداند که همه مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بیاموزید به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت میشود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست.
میدانم که وقت میگیرد اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
ادامه مطلب
واج کمترین مقدار آوایی زبان است که خـــــــود ، بی معنی است امّا تغییر آن باعث تغییر معنا در واژه می گردد . مثلاً /ب/ یک واج زبان است که به تنهایی معنی ندارد ، اما اگر این واج در واژه ی کار جانشین واج اوّل شود ، معنی آن را عوض می کند . = بار
زبان فارسی 29 دارد که به دو دسته ی صامت(23) و مصوّت(6) تقسیم می شوند .
صامت ها عبارتند از : 1- ع / ا ( ء ، أ ، ؤ ئـ ) 2- ب 3- پ 4- ت / ط 5- ث / س / ص 6-ج 7 - چ 8- ح / ه 9- خ 10- د 11- ذ/ز/ض/ظ 12- ر 13- ژ 14- ش 15- غ / ق 16 ف 17- ک 18- گ 19 – ل 20- م 21-ن
22-و 23-ی
مصوّت های زبان عبارتند از: 1- ا 2- و 3- ی 4- -َ 5- -ِِ 6- - ُ
ادامه مطلب
این پیاده می شود ، آن وزیر می شود صفحه چیده می شود ، داروگیر می شود
این یکی فدای شاه ، آن یکی فدایی رخ در پیادگان چه زود مرگ و میر می شود
فیل کج روی نمود ، این سرشت فیل هاست کج روی در این مقام دلپذیر می شود
اسب خیز می زند ، جست و خیز کار اوست جست و خیز اگر نکرد ، دستگیر می شود
آن پیاده ی ضعیف راست راست می رود کج اگر که می خورد ، ناگزیر می شود
هرکه ناگزیر شد نان کج بر او حلال این پیاده قانع است زود سیر می شود
آن وزیر می کشد ، آن وزیر می خورد خورد و برد او چه زود چشمگیر می شود
ناگهان کنار شاه خانه بند می شود زیر پای فیل ، پهن چون خمیر می شود
آن پیاده ی ضعیف ، عاقبت رسیده است هرچه خواست می شود ، گرچه دیر می شود
این پیاده ، آن وزیر ، انتهای بازی است این وزیر می شود ، آن به زیر می شود
محمد کاظم کاظمی
واقعیت :واقع شده : حقیقیت چیزی است که باید باشد، واقعیت حادث است و اسیر زمان ( که خود یک قرارداد بشری است ) اما حقیقت بی آنکه نیاز به سطح اتکایی چون زمان داشته باَشد جاری است . ایجاد هم نمی شود بلکه ایجاد می کند(بر خلاف واقعیت).
حقیقت از ریشه حق است و حق اصیل ترین و کامل ترین و حقیقی ترین نوع واقعیت است . ولی واقعیت همیشه بر طبق حق و حقیقت نیست . واقعیت های ناگوار و ناحق !!! که البته حقیقت دارند ولی به حق نیستند؛ حقیقت آن است که حق است، خواه اتفاق افتاده باشد یا نیفتاده باشد اما واقعیت آن است که به وقوع پیوسته است، خواه حق باشد یا نباشد واقعیت اون چیزی است که ما دوست داریم وجود داشته باشد ولی حقیقت آن است که اتفاق افتاده و دست ما نیست حقیقت بر واقعییت مقدم است0حقیقت قابل تغییر نیست ولی واقعییت تغییر پذیر است0
واقعیت عینیت دارد، در حالی که حقیقت آن چیزی ست که باید باشد. حقیقت ممکن است ظاهر باشد، یا نباشد. مثالی که میتوان برای فهم این مسئله بیان کرد مثال سخن راست و دروغ میباشد. میتوان یک سخن دروغ گفت که این سخن دروغ حقیقت ندارد، ولی واقعیت دارد. ممکن است خیلی از واقعیتها حقیقت نداشته باشد، اما هر حقیقتی واقعیت دارد. مانند بت پرستی، که واقعیت دارد ولی واقعیتی است که حقیقت ندارد.
نه عمر رستم واقعیت است نه رویین تنی اسفندیار و نه وجود سیمرغ، اما همه حقیقت است واین تبلور اغراق آمیز آرمانهای بشر است در وجود پهلوانانی «خیالی». زندگی رستم واقعی نیست. تولد و کودکی و پیری و مرگ او همه فوق بشری و یا شاید بتوان گفت غیر بشری است. ولی با این همه مردی حقیقی تر از رستم و زندگی و مرگی بشری تر از آن او نیست. او تجسم روحیات و آرزو های ملتی است. این پهلوان، تاریخ – آنچنان که رخ داد- نیست ولی تاریخ است آن چنان که آرزو می شد . و این « تاریخ » برای شناختن اندیشه های ملتی - که سالها ی سال چنین جامه ای بر تصورات خود پوشاند- بسی گویاتر از شرح جنگ ها و کشتار هاست. از این نظرگاه افسانه ی رستم، از اسناد تاریخ، نه تنها حقیقی تر بلکه واقعی تر است. زیرا این یکی نشانه ایست از تلاطم امواج و آن دیگری مظهری از زندگی پنهان اعماق.
اما با این همه افسانه ی رستم تنها ساخته ی آرزو نیست، واقعیت زندگی در کار است این نیرومند ترین مردان هم در جنگ با سهراب طعم تلخ شکست را می چشد و در نبرد با اسفندیار در می ماند. و سرانجام مرگ، که چون زندگی واقعی است، او را در کام خود می کشد.حتی اسفندیار بیمرگ نیز شکار مرگ است. واقعیت ریشه ی این یلان را در دل خود دارد.
پهلوانان شاهنامه مردان آرزویند که در جهان واقعیت به سر می برند. چنان سربلندند که دست نیافتنی می نمایند، درختهایی راست و سر به آسمان ولی ریشه در خاک و به سبب همین ریشه ها دریافتنی و پذیرفتنی، از جنبه ی زمینی، در زمین، و بر زمین بودن، چون مایند و از جنبه ی آسمانی تبلور آرزو های ما و از هر دو جهت تبلور زندگی . واقعیت و ناگزیر از واقعیت آدمی در آنهاست و از این دیدگاه کمال حقیقتند. اما چنین حقیقتی انعکاس ساده و بیواسطه ی واقعیت نیست
مقدمه ای بر رستم و اسفندیار / شاهرخ مسکوب

